محل تبلیغات شما

عربی دبیرستان و نکات کنکوری



حال و صاحب حال عربی دوازدهم

حال: اسمی [نکره ،مشتق و منصوب ]ویا جمله ای[اسمیه یا فعلیه] است که برای بیان حالت فاعل یا مفعول  یا نایب فاعل و… هنگام وقوع فعل می اید .

حال مفرد

 

۱-حال مفرد غالبا مشتق(اسم فاعل ،اسم مفعول، صفت مشبهه) می آید. رایتُ الطالبَ مُبتسماً

۲-حال مفرد از نظر عدد وجنس با صاحب حال(مرجع حال) مطابقت میکند .رایتُ الطالبةَ مبتسمةً – رایتُ الطلابَ مبتسمینَ

3- صاحب حال(مرجع حال) معرفه است اما حال نکره است . (در تستها دقت کنید)

گاهی حال بصورت جمله (اسمیه یا فعلیه )می آید رایتُ الطلابَ و هم مبتسمونَ

دقت کنید حال در جمله بالا بصورت جمله اسمیه آمده و کلمهمبتسمون» خبر است و مرفوع. بنابراین با حال مفرد اشتباه نگیرید

دقت در این مورد نیز در تستها ضروریست.


سلام پاسخ به چند سوال دانش آموزان یازدهم

1- آیا سوالات کنکور 98 فراتر از کتاب عربی است ؟ 

پاسخ : هر نکته یا قاعده  یا فن ترجمه ای که در کتاب درسی آمده

 حتی بسیار مختصر و گذرا هم بیان شده ،میتواند منبعی برای طرح 

سوال کنکور باشد بنابراین دقت در تمامی جملات متنهای درس، و

 شیوه دقیق ترجمه آنها با توجه به قواعد موجود در کتب درسی، 

بسیار ضروری است.

ممکن است نکاتی  در کتاب بیان نشده باشد اما درون یکی 

از جملات کتاب، آن نکته وجود داشته باشد،  وجود همین 

جمله در کتاب درسی برای طرح سوال کنکور کفایت میکند .

 مثلا در کتاب دهم و یازدهم، این نکته بیان نشده:

 اسم مثنی یا جمع مذکر سالم ، وقتی مضاف واقع شود

 ،ن» آن حذف میشود =  مسلمونَ + العالم = مسلموا العالم   

   / فلاحَینِ + القریة =فلاحَی القریة

اما اگر به متن درسهای کتاب یازدهم دقت کنید همانند مورد فوق خواهید یافت.


2- آیا شرکت در کلاسهای کنکور یا همایشهای کنکور برای کسب

 رتبه برتر مفید است ؟ خیر . شرکت در اینگونه کلاسها و همایشها ،

 فقط اتلاف وقت وسرمایه است اگر همین زمان را برای خواندن 

چند کتاب تست اختصاص دهید بسیار مفیدترخواهد بود .

برگزار کنندگان اینگونه همایشها و کلاسها هیچگونه اطلاعی

 از کنکور 98 ندارند و فقط جهت گرم کردن کلاسها و همایشهای خود،

 نکات  کتب قدیمی (که از کتب جدید حذف شده را بیان میکنند) یا 

دروغهای شاخداری مانند ارتباط با طراحان سوالات کنکور و. 

 را مطرح میکنند. امیدوارم  در دام این شیادان و ان

 حرفه ای نیفتید و فقط وقت خود را صرف مطالعه دقیق کتابها نمایید.

3- آیا تکنیکهایی برای رسیدن سریع به پاسخ سوالات کنکور وجود دارد ؟

 بله ، با خرید دو کتاب تست  و مشاوره و راهنمایی دبیر خود ،

به راحتی و بدون هزینه میتوان به این تکنیکها دست یافت.

4- خرید چه نوع کتابهایی برای کنکور 98 مفید است ؟ 

خرید کتابهای تست مثلا تست عربی دهم و تست عربی یازدهم

   انتشارات خیلی سبز یا. مفید خواهد بود 

 تاکید میکنم کتب تست» که  پاسخ تستها را شرح داده باشد

با آرزوی توفیق.


فعل ناقصه :(قواعد درس هفتم عربی یازدهم )

فعل ناقصه فعلی است که وقتی بر سر مبتدا و خبر می آید، مبتدا را به عنوان اسم خود قرار داده و خبر را به عنوان خبر خود قرار می دهد، مثل:     الکتابُ مفیدٌ       کان الکتابُ مفیداً

 

فعل هایی هستند که مثل کان» عمل می کنند و اخوات کان» نامیده می شوند:

أصبح / صارَ / لیس/ أضحی / ظلََّ / باتَ / اَمسی / مازال / مابرح / ما انفکَّ / مافتیءَ / مادامَ

أفعال تامة التصرف (فعلهای ناقصه که : ماضی ، مضارع و امر دارند)

كان: یكون - كن (اتصاف الاسم بالخبر فی امن الماضی أو فی الحال والاستقبال)

أصبح: یصبح - أصبِح (إفادة حدوث الخبر فی وقت الصباح)

أضحى: یضحی - أضحِ (إفادة حدوث الخبر فی وقت الضحى)

أمسى: یمسی - أمسِ (إفادة حدوث الخبر فی وقت المساء)

بات: یبیت - بِت (إفادة حدوث الخبر فی وقت اللیل)

ظل: یظل - ظل (إفادة حدوث الخبر فی وقت النهار)

صار: یصیر - صر (للتحول)

وتفید هذه الأفعال الحدث بوقت مخصص كالصباح أو المساء.

أفعال ناقصة التصرف (فعل های ناقصه ای که فقط ماضی و مضارع دارند)

ما برح: لا یبرح (للاستمرار)

ما انفك: لا ینفك (للاستمرار)

ما زال: لا یزال (للاستمرار)

مافتئ : لا یفتأ (للاستمرار)

أفعال جامدة (فعلهای ناقصه ای که فقط  بصورت فعل ماضی هستند)

ما دام (للظرفیة بمعنى مدة دوام)

لیس (للنفی)

شما در درس هفتم فقط با  4 فعل ناقصه کان(ی) / أصبح (یُصبحُ)/ صارَ (یصیر) / لیس» آشنا خواهید شد.

افعال ناقصه تنها به ابتدای  جملات اسمیه می آیند.

اعراب جمله اسمیه  بعد از ورود افعال ناقصه :

وقتی فعل ناقصه بر سر مبتدا و خبر آمد، مبتدا را مرفوع و خبر را منصوب می کند.»

- کان سعیـهُم مشکوراً  (سورۀ اسراء / آیۀ 19) مشکورا = خبر منصوب با تنوین ً

- و ما کان أکثرهُم مؤمنین (سورۀ شعراء / آیۀ 67) مؤمنین =خبرکان منصوب با ی»(در جمع مذکر سالم)

 نشانه های نصب = _َ_____ً__(در اسم مفرد و جمع مکسر)  ی : در مثنی و جمع مذکر سالم /  کسره  ِ     ٍ : در اسم جمع مونث سالم

نکته: هر گاه فعل ناقصه بخواهد بر سر ضمیر منفصل ظاهر شود باید فعل متناسب با صیغۀ آن ضمیر آورده شود. مثال:

أنتم مؤمنون    :    کنتم مؤمنین

انواع خبر افعال ناقصه:

1. مفرد: صار التلمیذُ ناحجاً

2. جمله: کان التلمیذُ یجتهد فی درسه

3. شبه جمله(جار و مجرور ،ظرف): مازال التلمیذُ فی البیت

معانی افعال ناقصه : کان(ی) : چند معنا دارد : 1- بود  : كــــــــــانَ   اَلـــــَّرجــــــلُ  حَـــــلیــــــماً   مرد، بردبار بود   

2 :است : کان الـلّــهَ  غَـفـوراً   خداوند ،بسیار آمرزنده است

3- کان +فعل مضارع = معادل ماضی استمراری فارسی ترجمه میشود: کان الطلّاب یکتبون : دانشجویان می نوشتند.

4: کان +(قد+)+فعل ماضی = معادل ماضی بعید فارسی ترجمه میشود   کان الطلّابُ کتبوا : دانشجویان ، نوشته بودند

5: کان + لــِ یا عندَ  = داشت   کان لرجلٍ غلامٌ : مردی ، نوکری داشت. کان عنده قلم : او قلمی داشت.

أصبح (یُصبحُ)/ صارَ  : به معنای شد، میشود»  :صار الطلّاب ناجحین : دانشجویان، موفق شدند.

اصبح الکاذبون نادمین : دروغگویان، پشیمان شدند.  اصبحت المومناتُ ناجحاتٍ : ن مومن،موفق شدند.

لیس : نیست   =  لََیْسَ عَلَیْكَ هُدَاهُمْ (سوره بقرة 272) : هدایت آنها برعهده تو نیست.

 

نكته‌ی مهم 1 : افعال ناقصه از جهت جنس و عدد با اسم خود مطابقت می‌كنند . ( مانند مبتدا و خبر )        

                  مذكر                                         مونث

            صارَ علیٌ مؤمناً .                       صارَتْ فاطمةُ مَوْمِنَةً.

           لَیسَ تلمیذُ كاذباً.                                لَیسَتْ تلمیذةُ كاذبةً .

       یكوُنُ التِّلمیذانِ ناجِحَینِ .                       تَكوُنُ التِّلمیذَتانِ ناجِحَتَنْنِ .

        یكُوُنَ التَّلامیذُ ناجِحینَ .                        تَكُونُ التِّلمیذاتُ ناجحاتٍ .

نکته مهم 2 : افعال ناقصه را با توجه به مابعد خود( اسم و خبرشان) ترجمه کنید. یعنی اگر اسم افعال ناقصه ، جمع یا مثنی بود، فعل ناقصه باید بصورت جمع ترجمه شود . و اگر اسم فعل ناقصهکان» الله یا آخرة( جهان آخرت) باشد( یعنی درمورد آینده باشد) باید است » ترجمه شود .    کان ثوابُ الآخرة أبقی : پاداش آخرت، پایدارتر است .     ومن الله توفیق


قبلا گفتیم : ارکان جمله فعلیه عبارت است از : فعل + فاعل+(مفعول)


فعل :  بصورت ماضی ،مضارع ، امر ، نهی و. می آید که هر جمله ای به تناسب  زمان، با فعل مخصوص خود شروع میشود، که در متوسطه اول با انواع فعل  آشنا شدیم.

فاعل همان انجام دهنده كار است.

فاعل  در عربی حتماً باید بعد از فعل بیاید»

 اعراب  فاعل : مرفوع است یعنی(–ُ یا  -ٌ )  دارد البته در صورتی که فاعل ، اسم مفرد یا جمع مکسر یا جمع مونث باشد.

 

إسْتَلَمَ الطّالبُ رسالةً - إسْتَلَمَتْ الطّالبة ُ رسالةً -إسْتَلَمَ الطّلّابُ رسالةً-

                     فاعل مرفوع                                                        فاعل مرفوع                                             فاعل مرفوع

إسْتَلَمَتْ الطّالباتُ رسالةً (فاعل مرفوع) 

         فاعل مرفوع

نکته مهم : اگر فاعل ، اسم مثنی یا جمع مذکر سالم باشند چه اعرابی میگیرد؟

 پاسخ : اگر فاعل ، اسم مثنی باشند: در حالت مرفوعی، انِ» می گیرند  که علمای عرب (به دلایلی که بعدا ذکر خواهد شد) فقط ا» را علامت مرفوع در اسم مثنی می دانند.

 إسْتَلَمَ الطّالبان ِ رسالةً (مثنی مذکر)

            فاعل مرفوع با ا»

- إسْتَلَمَتْ الطّالبتان ِ رسالةً(مثنی مونث) فاعل مرفوع با ا»

                           فاعل مرفوع با ا»

اگر فاعل ، اسم جمع مذکر سالم  باشد، ونَ» می گیرند که علمای عرب (به دلایلی که بعدا ذکر خواهد شد) فقط و» را علامت مرفوع در اسم جمع مذکر سالم می دانند.

 إسْتَلَمَ الطّالبونَ رسالةً (جمع مذکرسالم)

          فاعل مرفوع با و»

ذَهَبَ الغَوّاصونَ إلی أعْماقِ المُحیطِ   (فاعل مرفوع با و»)

         فاعل مرفوع با و»

اعراب مفعول : منصوب است یعنی روی آخرین حرفِ كلمه (_َ یا _ً) قرار دارد. البته در صورتی که مفعول ، اسم مفرد یا جمع مکسر باشد. مثال:

 وَجَدَ الوَلَدُ مفتاحاً.            وَجَدَ الوَلَدُ المفاتیحَ

           مفعول منصوب                  مفعول منصوب

نکته :اسم، یا ال می گیرد یا تنوین بنابراین یک اسم نمیتواند همزمان ال و تنوین بگیرد.

نکته مهم : اگر مفعول ، اسم مثنی یا جمع مذکر سالم باشند چه اعرابی میگیرد؟

 پاسخ : اگر مفعول ، اسم مثنی باشند: در حالت منصوبی، یْنِ» می گیرند  که علمای عرب (به دلایلی که بعدا ذکر خواهد شد) فقط یْ» را علامت منصوب(نصب) در اسم مثنی می دانند.

کَتَبَ عَلیٌّ تَمْرینَیْن ِ ( علی ، دو تمرین را نوشت)

                 مفعول،منصوب با ی»

 

اگر مفعول ، اسم جمع مذکر سالم  باشد، ینَ» می گیرند که علمای عرب (به دلایلی که بعدا ذکر خواهد شد) فقط ی» را علامت منصوب در اسم جمع مذکر سالم می دانند.

وَعَدَ اللهُ المومنینَ بالْجَنّةِ ( خداوند، مومنان را به بهشت، وعده داد)

          مفعول،منصوب با ی»

نکته بسیار مهم : اگر اسم جمع مونث سالم، مفعول باشد چه اعرابی می گیرد ؟

پاسخ مهم : اسم جمع مونث سالم ،وقتی مفعول می شود ،کسره میگیرد (–ِ- یا --ٍ)

وَعَدَ اللهُ المومناتِ بالْجَنّةِ ( خداوند، مومنان(زن) را به بهشت، وعده داد)

          مفعول،منصوب با کسره



 دانش آموزان عزیز دقت فرمایید: در پایان آزمون


روی کلمه ارائه کلیک کنید و

نتیجه آزمون را مشاهده فرمایید.


 برای شرکت در


آزمون آنلاین عربی


یازدهم تجربی ریاضی


کلیک کنید






 برای شرکت در


آزمون آنلاین عربی


یازدهم  انسانی


کلیک کنید


زمان برگزاری : دوازدهم خردادماه1399



مدت 30 دقیقه 

سلام. با آرزوی سلامتی همکاران بزرگوار و دانش آموزان عزیز.

بخش إعلموا عربی دهم و یازدهم .برای دانلود روی مطلب مورد نظر کلیک کنید

الجار و المجرور درس مشترک  عربی دهم

اسم فاعل و اسم مفعول عربی دهم تجربی،ریاضی

معرب و مبنی عربی دهم انسانی

اعراب فعل مضارع سال یازدهم

افعال ناقصه سال یازدهم

با توجه به درخواست دانش آموزان عزیز ، محل اعرابی کلمات دو آیه درس اول عربی یازدهم تجربی، تقدیم به همه دوستان.

بسْمِ اللَّهِ الرَّحْمنِ الرَّحِیمِ.

 (بِسْمَ) جارو مجرور. / الله : مضاف الیه و مجرور (موصوف)

موصوف ، محل اعرابی(نقش) نیست.

 (الرَّحْمنِ) صفت اول.

(الرَّحِیمِ) صفت دوم.

{یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا لا یَسْخَرْ قَوْمٌ مِنْ قَوْمٍ عَسى أَنْ یَكُونُوا خَیْراً مِنْهُمْ وَلا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسى أَنْ یَكُنَّ خَیْراً مِنْهُنَّ وَلا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ وَلا تَنابَزُوا بِالْأَلْقابِ بِئْسَ الاسْمُ الْفُسُوقُ بَعْدَ الْإِیمانِ وَمَنْ لَمْ یَتُبْ فَأُولئِكَ هُمُ الظَّالِمُونَ (11)}.

(یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا) یا : حرف ندا / ایها الذین آمنوا : گروه منادایی طبق کتاب عربی دوازدهم انسانی چاپ98 / آمنوا : فعل و فاعلش ضمیر و/ (لا یَسْخَرْ) مضارع مجزوم با لا نهی /(قَوْمٌ) فاعل / (مِنْ قَوْمٍ) جارومجرور / (عَسى) فعل ماضی تام /(أَنْ یَكُونُوا)  فعل مضارع منصوب . از فعل های ناقصه،  واو :اسم  فعل ناقصه / خَیْراً خبر فعل ناقصه منصوب / (مِنْهُمْ) جارومجرور/ما بعد ش ،فاعل عسى(خارج کتاب)/ (وَلا نِساءٌ مِنْ نِساءٍ عَسى أَنْ یَكُنَّ خَیْراً مِنْهُنَّ) جمله: معطوف به ما قبل خود / (وَلا تَلْمِزُوا أَنْفُسَكُمْ) وَلا تَلْمِزُوا: مضارع مجزوم با لا نهی، واو فاعلش،/ أنفسَ مفعول/ کمْ : مضاف الیه/ (وَلا تَنابَزُوا) لا تَنابَزُوا : فعل نهی ، و: فاعلش،( معطوف به ما قبل)/ (بِالْأَلْقابِ) جارومجرور (بِئْسَ الِاسْمُ) بِئْسَ : فعل ماضی برای ذم،/ الِاسْمُ :فاعل /  (الْفُسُوقُ) مبتدأ ( اسم مخصوص ذم ،خارج کتاب)/ جملة بِئْسَ الِاسْمُ خبرش است(خارج کتاب)/ (بَعْدَ) قید زمان /(الْإِیمانِ) مضاف إلیه (وَمَنْ) واو حرف / مَن : اسم شرط ،جازم / (لَمْ یَتُبْ) مضارع مجزوم با لم و فعل شرط وفاعلش ضمیر مستتر هو/ (فَأُولئِكَ) فاء جواب شرط / أُولئِكَ :مبتدأ /(هُمُ) ضمیر فصل(خارج کتاب) / (الظَّالِمُونَ) خبر وجملة اسمیة در محل جزم /

{یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِیراً مِنَ الظَّنِّ إِنَّ بَعْضَ الظَّنِّ إِثْمٌ وَلا تَجَسَّسُوا وَلا یَغْتَبْ بَعْضُكُمْ بَعْضاً أَیُحِبُّ أَحَدُكُمْ أَنْ یَأْكُلَ لَحْمَ أَخِیهِ مَیْتاً فَكَرِهْتُمُوهُ وَاتَّقُوا اللَّهَ إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِیمٌ (12) یا أَیُّهَا النَّاسُ إِنَّا خَلَقْناكُمْ مِنْ ذَكَرٍ وَأُنْثى وَجَعَلْناكُمْ شُعُوباً وَقَبائِلَ لِتَعارَفُوا إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ (13)}.

(یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا اجْتَنِبُوا كَثِیراً) یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا: مانند آیه قبل/ اجْتَنِبُوا : فعل امر و فاعلش ضمیر و / كَثِیراً : مفعول / (مِنَ الظَّنِّ) جارومجرور / (إِنَّ بَعْضَ) إن : حرف مشبهة بالفعل / بعضَ : اسم إنّ و منصوب / (الظَّنِّ) مضاف إلیه  و مجرور /(إِثْمٌ) خبر إنّ و مرفوع / (وَلا تَجَسَّسُوا) فعل  مضارع مجزوم با لا نهی، واو فاعلش/ وجملة معطوف به ما قبل خود/ (وَلا یَغْتَبْ) فعل  مضارع مجزوم با لا نهی / (بَعْضُكُمْ)  بعضُ : فاعل / کم :مضاف الیه / (بَعْضاً) مفعول/ وجملة معطوف به ما قبل خود/ (أَیُحِبُّ) (أَ)همزة :حرف استفهام / یُحِبُّ فعل مضارع مرفوع/  (أَحَدُكُمْ) أَحَدُ : فاعل /کم : مضاف الیه / (أَنْ یَأْكُلَ لَحْمَ) أَنْ یَأْكُلَ: فعل مضارع منصوب / لَحْمَ : مفعول /  فاعلش ضمیر مستتر هو/  (أَخِیهِ) أَخِی مضاف إلیه مجرور با یاء / هِ : مضاف إلیه مجرور محلا/ (مَیْتاً) حال  /(فَكَرِهْتُمُوهُ) فاء : حرف / كَرِهْتُم :فعل  ماضی و فاعلش تُم» / هُ :  مفعول/ (وَاتَّقُوا) وَ : حرف / اتَّقُوا : فعل أمر ، واو فاعلش / (اللَّهَ) مفعول / (إِنَّ اللَّهَ تَوَّابٌ رَحِیمٌ) إن: حرف مشبهة بالفعل / اللَّهَ : اسم إنَ منصوب/ تَوَّابٌ : خبر إن َ مرفوع / رَحِیمٌ : خبر دوم إنَ : مرفوع /  (یا أَیُّهَا النَّاسُ) یا : حرف ندا / ایها الناس :  گروه منادایی طبق کتاب عربی دوازدهم چاپ98 / (إِنَّا = إنّ + نا ) إنّ : حرف مشبهة بالفعل / نا : اسم إنّ / (خَلَقْناكُمْ) خبر إن  /خَلَقْنا : فعل ماضی ،  نا : فاعل / کم : مفعول / (مِنْ ذَكَرٍ) جارومجرور /  (وَأُنْثى) و : حرف عطف ، أُنْثى : معطوف به ذكر/ (وَجَعَلْناكُمْ) جملة معطوف به ما قبل خود/ جَعَلْنا : فعل ماضی، نا: فاعل / کم :مفعول اول /(شُعُوباً) مفعول دوم / (وَقَبائِلَ) معطوف به شعوبا /(لِتَعارَفُوا) فعل مضارع منصوب ،واو فاعلش/ (إِنَّ أَكْرَمَكُمْ) إن : حرف مشبهة/ اکرمَ : اسم إنّ و منصوب / کم : مضاف الیه / (عِنْدَ) قید مكان / (اللَّهِ) مضاف إلیه/  (أَتْقاكُمْ) خبر إن/ کم : مضاف الیه/ (إِنَّ اللَّهَ عَلِیمٌ خَبِیرٌ) إن : حرف مشبهة بالفعل ، الله : اسم إن منصوب/ علیم: خبر إن مرفوع/ خبیر : خبر دوم إن مرفوع 
کتاب عربی دوازدهم تجربی -ریاضی  و انسانی

  چاپ 98  نسبت به سال گذشته ،تغییراتی داشته

 که توسط همکاران محترم در دو فایل ذیل جمع آوری 


سوال و راهنمای تصحیح  کلیه امتحانات نهایی پایه دوازدهم  ،http://aeeold.medu.ir/aee/index.php
رشته های شاخه نظری دوره دوم متوسطه درنوبت امتحانی  
(خرداد ماه )98  
و شهریور ماه98روی لینک ذیل کلیک کنید.



تذکر : سوال و راهنمای تصحیح حد اقل۳ ساعت پس ازشروع آزمون بصورت لینک به نام دروس قرار می گیرد

سوالات نظام قدیم
http://emtehan.roshd.ir/

  باسمه تعالی             

حروف مشبهة بالفعل( قواعد درس اول عربی دوازدهم)

حروف مشبهة بالفعل عبارتند از : أنّ ، إنَّ ، کأَنَّ، لکنّ، لیتَ ، لعلَّ .

این حروف بر سر جمله اسمیه می آیند و مبتدا را با عنوان اسم حروف مشبهة بالفعل » منصوب و خبر را مرفوع باقی می گذارند.    مانند : اللهُ علیمٌ »    إنَّ اللهَ علیمٌ»

إنَّ :حرف مشبهة بالفعل / اللهَ: اسم حرف مشبهه، منصوب /علیمٌ: خبر حرف مشبهه، مرفوع

الطالبونَ مجتهدونَ»    إنّ الطالبینَ مجتهدونَ»

دقت کنید که علامت نصب ،در اسم جمع مذکر سالم ینَ» است

همچنین علامت نصب در اسم مثنی ، ینِ» است.

علمتُ أنَّ النصرَ قریبٌ (دانستم كه پیروزی نزدیك است).

قلتُ إنَّ الكتابَ نافعٌ (گفتم كه كتاب سودمند است).

نکته : تفاوت إنَّ با أنَّ چیست ؟ اگر به مثالهای بالا دقت کنید می بینید که إنّ در ابتدای جمله و أنَّ در وسط جمله می آید»

نکته: أنّ نمی تواند اول جمله بیاید و همچنین بعد از مشتقات قالَ(قیل ، قُل و .) از إنَّ استفاده می کنیم.

كأنَّ

كأنَّ» برای تشبیه به كار می‌رود و معنای آن گویی كه، مثل اینكه، انگار كه» می‌باشد.

مثال: كأنَّ الممرِّضَةَ اُختُ المریض (گویی كه پرستار خواهر بیمار است).

لیتَ( تمنی ، آرزوی محال) /  لعلَّ ( رجاء ،آرزوی ممکن)

لیتَ»  برای بیان آرزو و تمنّی (= ای كاش) و لعلَّ» بیان امیدواری و گمان (= شاید، امید است که) به كار می‌روند، مثال:

لیتَ البیتَ واسعٌ (ای كاش خانه ،بزرگ بود).

لَعَلَّ الفرجَ قریبٌ (شاید گشایش، نزدیك باشد).

در عربی به لیت»، حرف تمنّی» و به لعلَّ» حرف رجاء» گفته می‌شود.

لكنَّ

به لكنَّ» حرف استدارك می‌گویند برای رفع ابهام می آید. مثلاً در جمله الكتاب صغیرٌ ولكنّه مفیدٌ» اگر گوینده تنها به جمله الكتاب صغیرٌ» اكتفا كند، ممكن است این توهم را برای شنونده پدید آورد كه كتاب به جهت حجم اندكش سودمند، نیست، از این رو با اضافه كردن جمله لكنّه مفیدٌ» درصدد از بین بردن این توهم است.

نکته : اسم حروف مشبهة بالفعل، به دو صورت می آید.

1-    ضمیر متصل. مانند : انتَ عالمٌ »  = إنّکَ عالمٌ ( انتَ :ضمیر منفصل =کَ :ضمیر متصل).

إنّ : حرف مشبهة بالفعل  / کَ :  اسم حرف مشبهه/   عالمٌ: خبر حرف مشبهه، مرفوع

پس اگر مبتدا، ضمیر بود ، ضمیر متصل متناسب با آن، به حروف مشبهه ، می چسبد.

2- به صورت اسم ظاهر

أحسَنُ الحَسَنِ حُسنُ الخُلقِ

إِنَّ أحسَنَ الحَسَنِ حُسنُ الخُلقِ: به راستی که نیکوترین نیکی ها ، خلق نیکو است.

أعرف أنّ الأکلَ لذیذٌ لکنّ الإسرافَ فی الأکلِ ضارٌّ : میدانم که خوردن، لذت بخش است اما زیاده روی در خوردن مضّر است.

لا نفی جنس

لای نفی جنس مبتدا را با عنوان اسم لا نفی جنس،فتحه می دهد  و خبر را مرفوع باقی می گذارد.( گاهی خبر لا نفی جنس، حذف میشود)

لا سیفَ أقطعُ من الحقِّ. ( هیچ شمشیری بُرنده تر از حق نیست )

لا شئَ أضرُّ من الجهلِ. ( هیچ چیزی زیانبخش تر از نادانی نیست )

دقت کنید : بعد از لا نفی جنس ، اسم می آید.

اسم لای نفی جنس 3 ویژگی دارد

1- فتحه  می گیرد.

2-  تنوین و الف و لام نمی گیرد

3-  جابه جا یا حذف نمی شود.

نکته: در ترجمه جمله ای که با لا نفی جنس شروع شده از هیچنیست(یا معادل نیست) »استفاده میکنیم

در سالهای گذشته با چند نوع لا» آشنا شدید :

1-  لای نهی: که فعل مضارع را مجزوم (ساکن یا حذف ن )می کند .

       مانند :  لا تُشرکْ بالله ( لقمان /13)    به خداوند شرک نَوَرز.

   لا تَکْتُبْ علی  الجدار: روی دیوار ننویس.

لا تَکْتُبوا : ننویسید.

2- لای نفی : برسر فعل مضارع می آید  و ترجمه فعل را منفی میکند.

                مانند :   زیدٌ لا یأکُلُ و لا یشربُ ( زید نمی خورَد و نمی نوشد)

دقت کنید : بعد از لا نفی و لا نهی ، فعل می آید.

2-    حرف جواب : در جواب حروف استفهام می آید.

أ أنتَ كَسَرْتَ اُّجاجَ ؟   لا ››

 

 


  باسمه تعالی   قواعد درس اول عربی یازدهم

اسم تفضیل:

در درس فارسی با صفت برتر» و صفت برترین» آشنا شده‌اید، هرگاه بخواهیم دو چیز را با هم بسنجیم و یکی را بر دیگری برتری دهیم، از صفت برتر یا صفت تفضیلی استفاده می‌کنیم، اما وقتی می‌خواهیم یک چیز را با چیزهای دیگر (انواع مختلف) مقایسه کنیم، از صفت برترین یا صفت عالی استفاده می‌کنیم،

اسم تفضیل اسمی است كه برای بیان برتری كسی یا چیزی و یا كمتر» و یا زیادتر» بودن صفتی را در موردی نسبت به مورد دیگر بیان می كند.

اسم تفضیل در عربی بر وزن أفعَل» می آید

اسم تفضیل عربی = صفت برتر یا برترین فارسی

این جملات را از کتاب های سال قبلتان حتما به یاد دارید :

أحَبُّ عِبادِاللهِ أنفعُـهم للنّاس . محبوب ترین بندگان خدا سودمندترینـشان برای مردم است .

خَیرُ الأمورِ أوسطُـها  .  بهترین کارها میانه ترینـشان ( میانه ترین آنها ) است .

أحَبُّ الأعمالِ إلی اللهِ حِفظُ اللّسانِ  . محبوب ترین کارها نزد خدا نگهداشتن زبان است .

أعجَزُ النّاسِ مَن عَجَزَ عنِ اکتِسابِ الإخوان  . ناتوان ترین مردم کسی است که از به دست آوردن دوست ناتوان باشد .

إنَّ أحَبَّ عبادِ اللهِ ألی اللهِ أنصَحُـهم لعباده  . همانا محبوب ترین بندگان خدا نزد خدا اندرزگوترینـشان برای بنده هایش است .

أکثرُ خطایا ابنِ آدم فی لسانِه  . بیشترین گناهان آدمیزاد در زبان او است 

نکته:اسم تفضیل مانند سایر اسم‌ها می‌تواند جمع بسته شود، معمولاً جمع مکسر آن بر وزن أفاعِل» می‌آید:

مثال: أراذِل» جمع مکسر أرذَل» و أفاضِل» جمع مکسر أفضَل» و هر دو اسم تفضیل هستند.

نکته مهم:اسم رنگ‌ها بر وزن أفعَل» می‌آید اما هیچ‌کدام اسم تفضیل

نیستند؛ أخضَر، أبیَض، أسوَد، أحمَر و.» هیچ‌کدام اسم

تفضیل نیستند.

1-  چگونه ترجمه کنیم؟ صفت برتر ؟ یا برترین؟

أفعَل مِن = تر از(صفت برتر): مثل  : قارة آسیا أکبر مِن قارة اوروبا

قاره آسیا ، بزرگتر از قاره اروپا است.

مِن أفعَل : از .ترین( صفت برترین)

علیٌ مِن أشجَعِ الناسِ

علی از شجاعترین مردم است

اگر اسم تفضیل، مضاف واقع شود : صفت برترین ترجمه میشود

 أفضَلُ النّاسِ أنفعُـهم للنّاس .  بهترین ( برترین ) مردم سودمندترینـشان برای مردم است .

کلمات  رنگی؛ اسم تفضیل هستند .

2 -  اگر بخواهیم اسم تفضیل را بصورت صفت برای یک اسم  بیاوریم : برای اسم مذکر ، بر وزن افعل» و برای اسم مونث ، بر وزن فُعلی» می آید.  مثلا : علی الاکبر – زینب الکُبری

 الطالبُ الافضل   - الطالبة ُ الفُضلی .

3 .  دو کلمه خیر و شرّ» می تواند اسم تفضیل باشد .(اما این دو کلمه همیشه اسم تفضیل نیست). وقتی اسم تفضیل می شود که به معنای بهتر و بدتر ( بهترین و بدترین ) باشد .

خیرُ النّاسِ مَن نَفَعَ النّاسَ   . بهترین مردم کسی است که به مردم سود برساند .

شرّ النّاس من لا یعتقد الأمانة و لا یجتنب الخیانة. بدترین مردم كسى است كه امانت را نگاه ندارد و از خیانت دورى نكند.

إنّ شر الناس ذو الوجهین.

قطعا بدترین مردم دو چهره گانند.

خیر الکلام ما قل و دل :بهترین سخن ، کوتاه و گویاست.

 

اسْمُ الـمَکانِ

یکی دیگر از وزن‌های مهم، اسم مکان» است که بر مکان دلالت می‌کند، این اسم معمولاً بر وزن مَفْعَل» ، مَفْعَلة»  و مَفْعِل» می‌آید:

 مثال: مَلعَب»: ورزشگاه ←مکان ورزش کردن  مَطعَم»: رستوران ←مکان غذا خوردن            مَصنَع»: کارخانه ←مکان ساختن

مَدرَسة : مدرسه    /         . مَکتبَة : کتابخانه

            مَحمِل»: کجاوه←مکان حمل کردن   مَنزِل»: خانه←مکان نزول کردن       مَغرِب»: مغرب ←مکان غروب کردن

نکته: برای این‌که هیچ‌گاه وزن‌های اسم مکان را فراموش نکنید، عبارت مَسْجِد و مَعْبَد» را به‌خاطر بسپارید!

نکته: گاهی اسم مکان بر وزن مَفعَلَة» می‌آید، باید دقت داشت که این وزن به معنای مؤنث بودن کلمه نیست:

مثال:مَکتَبَة»: کتابخانه                             مَطبَعَة»: چاپخانه                                    مَدرَسَة»: مدرسه

 

تنها اسمی به عنوان اسم مکان» شناخته می‌شود که بر وزن‌های گفته شده آمده باشد، باید مراقب باشیم که هر اسمی را که معنای مکان می‌دهد، اسم مکان درنظر نگیریم؛ اسم‌هایی مانند: تَحت (زیر)، غابة (جنگل)، بِلاد (کشور)، مَدینة (شهر) و. که هیچ یک بر وزن‌های مشخص شده نیامده‌اند، اسم مکان محسوب نمی‌شوند.

نکته: اسم مکان به‌صورت جمع مکسر و بر وزن مَفاعِل» جمع بسته می‌شود:

مثال:  مَلعَب ← مَلاعِب                  مَطعَم ← مَطاعِم               مَکتَبة ← مَکاتِب               مَدرَسة ← مَدارِس


 

 


تبلیغات

محل تبلیغات شما

آخرین ارسال ها

محل تبلیغات شما محل تبلیغات شما

آخرین جستجو ها

تبلیغات متنی